من خوبم، متشکرم
I Am Fine, Thanks
ماریا پس از ترک یک کلینیک توانبخشی که در آن برای حملات پانیک درمان میشد، به زندگی قبلی خود بازمیگردد. برای بازپسگیری موقعیت خود به عنوان پژوهشگر اصلی و قانع کردن خانوادهاش که او خوب است، او بحرانهای خود را پنهان میکند که به صورت توهمات عجیب بروز میکنند. با این حال، پنهان کردن وضعیت خاص خود در حالی که برای یک پروژه علوم اعصاب و عشق خانوادهاش رقابت میکند، بسیار دشوارتر از آن چیزی است که او فکر میکرد.