خط داستانی
جنگجوی جوان، هیکی، در تنگه کارلیا با دوستی به نام پولی مبارزه می کند. آروو که اخیراً از زندان آزاد شده است به گروه میپیوندد تا دیدگاههای دیگران درباره جنگ و وظیفه را به چالش بکشد. آتش خاموشی امیدهایی برای بازگشت به خانه میآورد اما به سرعت روشن میشود که فنلاند باید در مقابل اتحادگرایان آلمانی سابقش در لاپلند بایستد. در همان زمان سارا که به عنوان مترجم آلمانی در رووانیِمی کار میکند باید آینده اش را انتخاب کند: در فنلاند بماند یا با معشوقش، سرگرد دونسبرگ، به آلمان فرار کند.