شهر
Město
داستان در بیست و چهارساعت در پراگ رخ میدهد. کلارا، ویِکی و مکانیک روزگار خود را در لبه قانون میگذرانند. ویِکی به دنبال پول برای دریافت مواد مخدر خود است و معمولاً از طریق سرقت هزینه میکند. مکانیک فاصله را حفظ میکند؛ او یک فروشنده است و مواد مصرف نمیکند. کلارا تا حدودی از اعتیاد رهایی یافته اما از نبود خانه رنج میبرد. او در آستانه تولد است. محلهای که در آن زندگی میکنند تحت کنترل جفتی از مجریهاست: یک بوکسر سابق و شریکش مایک. سرنوشت آنها در طول روز به طرز قابل توجهی به هم گره میخورد و منجر به از دست دادن جان یکی میشود.