وحوش
Beasts
کانستانس و نامزدیاش امید دارند روزى صاحب مزرعه پدرشان شوند، با ورشکستگى نزدیک، از مزرعههاى کوچک به مزرعههاى بزرگ که زمین و قدرت را به اشتراک مىگذارند. او پشتیبانى سایلوان با نفوذ و کاریزمای او را به دست مىآورد و سرنوشتشان به دستان اوست... هنگامى که تمایل سِیلیوان به او در مذاکرات وارد مىشود، کانستانس باید با نوع دیگرى از خشونت روبهرو شود.