خط داستانی
پنج جوان. پنج ذهن. پنج جهان خصوصی. فردی بینا-مختنث، مرد جوانی که با اچآیوی زندگی میکند، دانشجوی دانشگاه، زنی جوان که با خشونت جنسی برچسب خورده، و شرکتکننده در بازی آبی نهنگ. ساعت خونین چهار و بیست و هشت دقیقه بامداد، وقتی وضوح و یأس به هم پیوند میخورند. این شبهای پرالتهاب که در آنها درگیریهای دردناک با هذیان، لذت کنترل نشده و آرزوی تراژیک فریاد میزنند تا به شخصی دست یابند که همیشه در دسترس نیست.