خط داستانی
کار پروفسور باستیاns در لایدن در مورد مقابله با تروماهای قربانیان جنگ توجه فیلمساز لوئیس ون گاسترن را جلب میکند. او تصمیم میگیرد فیلمی درباره درمان رواندرمانی با LSD یک زندانی سابق اردوگاه کار اجباری در کلینیک باستیاns بسازد. بیمار جوپ در سپتامبر 1941 دستگیر میشود و سفر جهنمی طولانی خود را از طریق اردوگاههای مختلف آغاز میکند تا اینکه توسط روسها آزاد میشود. وقتی به همسرش برمیگردد، او به مردی کاملاً متفاوت تبدیل شده است. جوپ از کابوسها رنج میبرد و قادر به برقراری ارتباط انسانی عادی نیست. با دو دوربین، ون گاسترن حدود شش و نیم ساعت از اولین درمان جوپ با باستیاns را ضبط میکند (چهار درمان دیگر بعداً دنبال خواهد شد). توجه ویژهای به جزئیات میشود: دستان جوپ، عرق بر پیشانیاش، و اشکی که به آرامی بر گونهاش میریزد. ون گاسترن ضبطها را به بیش از یک ساعت کاهش میدهد.