خط داستانی
سالها پیش هنگامی که کامِی در مدرسه ابتدایی بود بازی کُککوریسان را با سه کودک انجام داد. ناگهان یکی از بچهها به طرز عجیبی ناپدید شد. اکنون کامِی بزرگ شده و به عنوان نمایندهٔ فروش شرکت املاک کار میکند. روزی به خانههای اسرارآمیز مربوط به پروندههای عجیب میرود و متوجه میشود که خانهٔ بزرگی خانهٔ دوست قدیمیاش بوده که در گذشته ناپدید شده بود. در همین حال، روانشناس یوکی دریافته که یکی از بیمارانش به نوعی نیروهای عجیبی او را وادار به خودکشی کردهاند. پیش از مرگ آن بیمار، او تصویری از دختربچهای با لباس قرمز کشیده بود که با ترس فریاد میزد «فرشتهٔ مقدس». سایر دوستان کامِی نیز در گذشته به بازی کُککوریسان پیوستهاند و با پدیدههای عجیبی روبهرو میشوند. ناپدیدگیهای غیرمنطقی در مکانهای مختلف شهر رخ میدهد. برای افشای حقیقت، کامِی و یوکی تصمیم میگیرند به مکان قدیمی بازگردند و دوباره کُککوریسان را صدا بزنند!