خط داستانی
ریههٔ زندگیِ آرامی دارد. همسرش وژنِیه این آرامش را ندارد. پس از شصت سال ازدواج، وژنِیه هشتادساله به دخترش نوهٔ قانوندان کتکا مراجعه میکند تا از او برای طلاق همسر هشتاد و پنج سالهاش یعنی ریهه کمک بگیرد. کتکا از تصمیم مادربزرگش شوکه میشود و از ریشههای رواییِ جدایش سخن میگوید. او گذشتهٔ دراماتیک خانوادگی خودش را کشف میکند، اما رازشِ مادربزرگ از او پنهان میماند. مادربزرگ ریسک از دست دادن نوهاش را میکند و حقیقت را از نسل بعدی پنهان میکند تا بار guilt گذشته را منتقل نکند. او سعی میکند با گذشته کنار بیاید و آرامش بیابد. و رژهٔ؟ کتکا او را محافظت میکند؟