خط داستانی
دیمیتریس به آنتیگونی علاقمند است اما از ابراز احساسات به او خجالت میکشد. آنتیگونی نیز به دیمیتری علاقه دارد اما از ابراز احساسات به او خجالت میکشد. الناِی، بهترین دوست آنتیگونی، عاشق دیمیتریس است و اصلاً خجالت ندارد. پانايوتیس از دیمیتری متنفر نیست بلکه دیوانهوار عاشق آنتیگونی است و برای به دست آوردن دل او هر کاری میکند. واسیلِیس و کوتاس، دوستان خوب دیمیتریس، میخواهند او را با الناِی آشنا کنند. آنها هیچ اطلاعی از احساسات دیمیتریس نسبت به آنتیگونی ندارند و قصه ادامه مییابد.