خط داستانی
پدر کیبوتسو کن، پادشاه بزرگ هیولاها، ناگهان از درد قفسه سینه شکایت می کند و سقوط می کند. مشخص می شود که پادشاه شیطان رقیب با شیطنت شمشیر شیطان بر او نفرین گذاشته است. کیبوتسو-کن و سه همسفرش به سرزمین دشمن، دِیمن لَند، می روند. شاهزاده دِموکین، پسر پادشاه شیطان بزرگ، حضور دارد. او از روی کنجکاوی هیولاها را به معبدی که شمشیر شیطان در آن قرار دارد دعوت می کند.