خط داستانی
زندگی کسی تعادلی بی نقص میان درام، کمدی، هیجان و خشم از رسیدن به مقامی بزرگ در زندگی است و این زندگی به اصطلاح بزرگراهی ناکول تنها به یک مسیر بدل نمی شود، بلکه زنجیری بزرگ از سرنوشت او را پس از ازدواج با معشوقه دفترش ویبا تغییر می دهد. ویبا گذشته ای اسرارآمیز داشت که از نَکول پنهان ماند. گره ای بزرگ در زندگی شان پیش می آید وقتی ویبا ناپدید می شود و نَکول باید اوضاع را کنترل کند زیرا پلیس او را به عنوان مظنون اصلی معرفی کرده است. پنهان شدن از اجتماع و پلیس، نَکول راز را کشف می کند و با دیدن چهره دوم هر کس به مواجهه با حقیقت می رسد. حقیقتی که جامعه از آن آگاه نیست. آیا چه کسی واقعاً خوب است و چه کسی نیست؟ آیا همگی چهره پنهانی از جامعه دارند؟ اما کارما همه چیز را می بیند.