خط داستانی
لِکسی، زنی جوان و بهظاهر کمرو و کارمندگونه، همیشه در محل کار جا نمیافتد. هنگامی که همکارانش با اشتراکگذاری برنامههای مهمانی آن شب، دعوتی اجباری را فاش میکنند، میدانند که این دعوت چندان خوشایند نیست. برای فرار از شرمندگی، لِکسی تا دیر وقت در دفتر خالی میماند اما مرزهای واقعیت امن و عادیِ او فرو میریزد وقتی نجواهای شیطانی که به عمیقترین ناامنیهایش دست میزنند، او را در کابوسی زنده گرفتار میکنند.