خط داستانی
شب آخر پیش از عمل جراحی تغییر جنسیت: کارولین فکر میکند سرانجام در کنار خوشبختی است. با آرام شدن بیمارستان برای شب، با دیدن وداع با خود قدیمی و احساس خوشبختی برای نخستین بار در زندگی روبهرو میشود. چند هفته بعد، پدرش میمیرد. کارولین از بالکن ساختمان بلند در درسلِایپزگ از آزار و ضربهای که در کریسمس گذشته در دوران کودکی تجربه کرده است، صحبت میکند. به زودی درمییابد بدون کنار آمدن با تروما، آینده و رسیدن به جنسیت جدید برایش ممکن نخواهد بود. با کمک تراپیست، کارولین به گذشتهاش باز میگردد - با نتیجهای نامشخص.