خط داستانی
جری و رئیسش از دور یک نوع همهمه را میبینند که فقط از بالای یک حصار قابل مشاهده است. بنابراین او و جری یک کلانتر را میگیرند که وقتی به حصار میرسند، یک افسر را پیشنهاد میکند و سپس آن افسر یک پلیس را پیشنهاد میدهد. در بین تمام این ملاقاتها، ما میبینیم که همه آنها به مکانهای مختلفی که یکی از آنها یک پل معلق است، پیادهرویهای طولانی میکنند که در آنجا چند بار به زمین میافتند و لحظات خندهداری ایجاد میشود. وقتی همه آنها جمع میشوند، مسافت طولانی دیگری را به سمت دیگر حصار پیادهروی میکنند.