خط داستانی
حمید پسری بیست و پنج ساله از اتیوپی است که پس از فرار از اریتره با برادرش یمانه تلاش دارد به سوی سوئیس برود اما ناچولاته یک صیاد سیسیلی به او می گوید به سفر خطرناک ادامه ندهد؛ او با همسرش تصمیم می گیرند او را در رستوران خود میزبانی کنند و در ازای کمک در آشپزخانه پذیرای او باشند. پس از سفر طولانی حمید و موانع فراوان به بندر بازال می رسد و ...