خط داستانی
داستان کارلا سَرنِی، زنی جوان که برای پرداخت مدرسه دندانپزشکی به عنوان فروشنده کیسه لباس میفروخت. پس از فارغالتحصیلی، کارلا در یک کلینیک کار میکرد، دفتر کار را که در آن کارمند بود خرید و کسب و کار خود را راه اندازی کرد. برای این کار از همسرش کلِبر، سرباز پیشین که از ارتش جدا شده بود تا به او در حسابداری دفتر کمک کند و دندانپزشک شود، کمک میگیرد.