خط داستانی
مارچلو پسری کلاسی است که رویای تبدیل شدن به یک فوتبالیست را دارد و با مادرش، ترزا، از نسل آربرش در محله محبوبی به نام "آرانچتو" زندگی میکند. در دوران نزدیک به جام جهانی 1990، او با آندره ویسکومی، فوتبالیست با سابقه و کاپیتان تیم فوتبال محلی، U.S.Collidoro، آشنا میشود. زندگیهای آنها به هم گره میخورد. دوستی با فوتبالیست در پسر آرزوی داشتن یک الگوی پدر را که هرگز نداشته، دوباره زنده میکند و در فوتبالیست زمانی بیخیال و فراموششده را که به ویژه به دلیل درگیریاش در تقلبهای ورزشی از دست رفته، به یاد میآورد. رمان بلوغ مارچلو از نزول شغف آندره عبور میکند، در نشانه دوستی که برای هر دو ضروری است.