خط داستانی
در چارچوب اتاق هتل خود، وایولین بیست و چند ساله یا حدود چهلمین سال زندگی، سفری برای کشف خود را آغاز میکند با کلو، زن جوانتری که از اعتماد به نفس نوعی برخوردار است که وایولین تنها در رویاهايش آن را تصور میکرد. آنها نوشیدنی مینوشند، لبخند میزنند، ارتباطی فوری شکل میگیرد و شبی فراموشنشدنی رقم میخورد که وایولین نه میتواند آن را نادیده بگیرد و نه به طور کامل درک کند.