خط داستانی
در زندگی از دست رفته و پشیمانی به خاطر رفتار زشت با همسرش در سالهای گذشته، ترور، مردی پیرِ سابقه دار، زندگی تنهایش را با پیادهروی کردن سگش میگذراند و از درد و دردسر دوری میگزید. روزی صبح متوجه میشود میسلا، زنی بیپول و مضطرب که در آستانه پنیک است، شوهر ستمگرش را کشته و به شدت سعی در دفن او دارد. با ارزیابی اوضاع، ترور دردش را در چشمان او میبیند و راهی برای نجات میسلا و بازنگشتی برای خود میبیند. اما هزینه آزادی و رستگاری از آنچه هر دو انتظارش را داشت فراتر خواهد رفت...