خط داستانی
بیابان هیچ حضور و وجودی را تحمل نمی کند آفتاب پوست را می سوزاند اما دشوارترین کار هل دادن ویلچر است دیان در بیابان است دیان فِرد را که با اندکی وزن جمع آوری شده بود از یکی دو قرار که به او داده بود به بیماری سکته منتقل شد اکنون باید او را عوض کند یا خیر از اقوام دور Fred در بیابان می برد تا ملاقات کند اما امید دارد خانواده اش او را نگه دارند و از او رها شود در نهایت تنها ماشین شان خراب می شود آبشان محدود است و بیابان همچنان طولانی است به ویژه که با آدم های خطرناک برخورد می کنند اگر قصد فرار دارند باید سریع تر گام بردارند