خط داستانی
مریام، یتیم، میفهمد که باید به خانوادههای پرورشدهنده جدیدی تغییر کند. او اغلب به سادگی درک میشود، اما این صداقت اجازه میدهد آنچه دیگران انجام نمیدهند را ببیند: موجودات سخنگو یا حتی جادوگران با محبت که جنگل چشمانداز شهر را نگهبانی میدهند. فقط او میتواند به سرنوشت پسربچه بنام بیل قامق باور کند که میگوید به سیاره مریخ خواهد پیوست. این نخستین روز تابستان، آخرین روزشان در سرزمین کودکیشان است.