خط داستانی
دانشجوی بیست و سه ساله آیلونا از مسکو به یوکوتسک باز می گردد پس از تماسی از دوست مادرش سوتلانا که می گوید مادرش آنا برای سه روز ناپدید شده است به اداره پلیس مراجعه می کند و از او فیشی چاپی نشان داده می شود که آخرین تاریخ تماس آنا با تاکسی بین شهری است افسر پلیس اضافه می کند که بنا بر قول تاکسیدار زن مذکور را به روستایی به نام سیمیر برده است آیلونا فوراً تصمیم می گیرد تا به سیمیر برود و از گار پدرخوانده اش می خواهد او را برساند