خط داستانی
دوکبوا، دختری جوان، به خاطر برخورد با خودروی چالا آسیب میبیند. او دختری فقیر است که از چیانگمای به بانکوک آمده تا کار کند اما درباره ماهیت کار دروغی به او گفته شده. از آنجا که جای دیگری ندارد، بالاخره به عنوان خدمتکار در خانهٔ خانوادهٔ چالا میماند که از زندگی سختِ خود دلسرد است. خانوادهٔ Hi-So چالا شامل اعضای مختلفی است. پِن، زنی میانسال، همسر جدیدِ چون است که فلج است. چیتا خواهر چون است و هرگز ازدواج نکرده است. چون سه فرزند دارد: چالا، چِت و لک. در خانه همیشه فضایی ناسالم و ستمآمیز وجود دارد. چالا پول خرج میکند اما هیچ درآمدی ندارد. در واقع چالا پول را به خانوادهٔ فقیر میدهد. چت و پِن عاشق هم هستند. همهٔ مردان خانه برای Dokbua با هم رقابت میکنند. پِن میخواهد از Dokbua برای مراقبت از شوهر فلج خود استفاده کند تا بتواند زمان بیشتری با چِت داشته باشد. Dokbua دختری ابله به نظر میرسد اما در واقع بسیار باهوش است. تنها چالا میداند Dokbua با نیت خاصی وارد خانه شده است. هدف او چیست و راز پنهانش کجاست؟