خط داستانی
ایزیدین، کارآگاه پلیس تازهکار، به یک خانه سالمندان واقع در یک قلعه استعماری سابق فراخوانده میشود تا به تحقیق در مورد یک جنایت بپردازد: واسطو اکسلنسیو، مدیر خانه، به قتل رسیده است. مارتا، پرستار خانه، سعی میکند تحقیقات را به سمت جنایت واقعی، یعنی وجود خود خانه، هدایت کند. ایزیدین با یک سورپرایز مواجه میشود: همه ساکنان اعتراف میکنند که قاتل هستند. انگیزههای آنها از نحوه رفتار مدیر با سالمندان، کتک زدن آنها، خشونت خانگی که مدیر بر همسرش روا داشته، یا اعتراف پرستار به یک رابطه عاشقانه با متوفی که او را مجبور به سقط جنین کرده، متغیر است. کارآگاه به تدریج متوجه میشود که جنایت واقعی یک انتقام بوده است.