خط داستانی
کلارا از شهر بیرون میرود با سفری خانوادگی به حاشیه شهر. او پیامی از مارتینا، دوست دوران کودکیاش، دریافت میکند؛ موضوع مادری را در کانون ذهن میآورد. این صحنهای از زمان حال و واقعیت در رشتهای از پیامهای واتساپ، ویدیوهای خانگی و ناهارهای خانوادگی نگاهی خستهکننده به دوران نوجوانی خودش و دوستانش در شهری که توسط بحران و فاجعه دچار رنج شده میاندازد.