خط داستانی
جهان جونا شاهده ی یازدهمی در حال فروپاشی است او تازه برای درمان پدرش هری به سرتاسر کشور نقل مکان کرده و در حالی که پدرش رو به ضعف می رود و مادرش نومی در تدارک مراقبت از او است جونا به شدت احساس تنهایی می کند او با ناامیدی با جهان تماسی برقرار می کند تا روحی خوب برای نجات خانواده اش بیابد اما هر چه روزهای تابستان می گذرد رویدادهای تهدید آمیزتری خانه شان را در می نوردد و او کم کم ترس بر او چیره می شود که شاید چیزی دیگر در جای تاریک دنیا به جای خانواده اش چسبیده و حالا از درون آن ها را می خورد.