خط داستانی
در سیالیت کار دانشجوییاش، دانیل در حال بالا رفتن از پلههای بیپایان ساختمان آپارتمانی است تا در عرض بیست دقیقه به امتحان جامعهشناسی برسد؛ اما خانه کوچک و بیمرمت او نقشههای دیگری دارد. یانیس، نگهبان جوان، میآید تا کمک کند و سعی میکند قفل در باستانی را که او را حبس کرده تعمیر کند. با گذشت زمان، دو غریبه اتحاد غیرمنتظرهای پیدا میکنند و تنها در کنار در از هم جدا میشوند.