خط داستانی
در «به کپی آبی»، تماشاگر با سقط جنین روبهرو میشود، وارد رحم، غار، سیالی از آگاهی میشود تا با دو زن در تقاطع ملاقات کند که زندگیهایی که میتوانستند باشند، آنها را تعقیب میکند. فینیکس، در سیسالگی و نویسندهای مجرد، میخواهد فرزندی از طریق IVF داشته باشد؛ بوتِرفْلاي، در بیستسالگی، درگیر با مردی قدرتمند، یکی از جنینها را سقط میکند. تماشاگران از داخل ترسناک داخلی کابوسهای دو زن با ارواح جنینی که زنده میماندند عبور میکنند. این فیلم نوای زندگی از دست رفته است. با فرار از قالبهای ژانری، «به کپی آبی» ترکیبی از مستند، درام روانی و انیمیشن است. شاعرانه و گاهی سوررئال، این فیلم به مسائل بنیادی معمای انسانی مربوط به رحم، منبع زندگی میپردازد.