خط داستانی
مورداخای مایزل جوان مدت ها در عشق به ساره، دختر رئیس جامعه یهودی پراگ، بوده است و فقیر است و تنها می تواند روی ازدواج با معشوقه اش یا امید به معجزه حساب کند. در آن دوران رودیلفیه که قهرمانان ما در آن زندگی می کردند جادویی و معجزه در فراوانی بود. بنابراین پیمانی شده که موفیق فقر بازنده به دنبال گنج طلایی در جنگل برخورد می کند. حرص پرمایت و راههای پیچیده ای که گنج به صاحب حق خود می رسد در این افسانه بیان می شود که بر اساس داستان ای. پتیشکا ساخته شده است.