خط داستانی
ناتاشا در کلینیک دندانپزشکی خصوصی کار می کند و شب ها با یک متخصص خاورمیانه ای به نام لی یک کار غیرقانونی انجام می دهد. مرضیه یاکسا به طور منظم برای ملاقات می آید و ورود لی به دفتر با او است و در را می بندد. ملاقات آغاز می شود و همه چیز طبق نقشه پیش می رود تا اینکه مادربزرگ با درد دندان شدید ظاهر می شود و ناتاشا اجازه ورود به آن را نمی دهد. مادربزرگ با شماره هزار و دوازده تماس می گیرد و بیهوش می شود. خودروی گشت می رسد و یکی از آنان هم شوهر اوکسانا است. در این کلینیک چه خبر است؟