خط داستانی
داستان مردی سرگردان از شمال غرب که عمرش را یک چهارم هدر داده و با بنزین پر و دویست دلار سر میکند. لیل مردی تنها است که در جستجوی سازگاری با محیطی نو شغل پمپ بنزین میگیرد و با یک گارسن رابطهای آغاز میکند اما مشکلات با هماتاقیها باعث احساس خفقان میشود و در هر لحظه ممکن است با رفتن دوباره بیپایان را آغاز کند