خط داستانی
زندگی آرام و روزمره ماری هنگامی که پسری اسرارآمیز را ملاقات میکند از هم میپاشد. عمویش پس از غیبت طولانی باز میگردد و به او میگوید زمین تحت کنترل بیگانگان است و ماری نیمه انسانی و نیمه بیگانه است، در حالی که پسر عجیبی اعتراف میکند که به دنبال فرار است زیرا کلیدی را ربوده تا انسانها را از دست عموی بیگانهٔ ماری آزاد کند. ماری که تنها تا حدی به این داستانها باور دارد با خواهری که قرار نیست داشته باشد، ملاقات میکند. ماری در زندگی وارونهشدهاش به کجا میرسد؟