خط داستانی
مردی از یک باند میخواهد که به یک بانک حمله کنند، اما در حین حمله، مشتری توسط باند کشته میشود. کارآگاه نات پینکرتون یادداشتی را در جیب کت مشتری کشته شده پیدا میکند که در آن اشاره شده است که کجا میتواند باند را پیدا کند. در جستجوی باند، نات توسط جنایتکاران غافلگیر و دستگیر میشود. همکار نات طنابها را میبرد، زیرا نات توسط باند تنها گذاشته شده است. در حالی که همکارش به دنبال تقویت نیروها میرود، نات وانمود میکند که هنوز دستگیر است و باند او را در یک بشکه میگذارد. همکارش به موقع با تقویت نیروها ظاهر میشود.