پیدینگ
Piding
روزی می رسد که تولد یافته ای. در فیلیپین آموزشی علمی وجود نداشت. وقتی در بزرگسالی آموزش علم آغاز شد، به فرصتش پرید و از همه سخت تر درس خواند. از پادشاهی ها و گونه ها و ژن ها و اتم ها آموخت. علم به او دید گسترده تری از جهان داد. او اینقدر خوب درس خواند تا دانشگاهی آمریکایی به او حقوق داد که با آنان ادامه دهد و رفت. بر تسلط بر تکامل پرندگان آنجا دست یافت اما خانه را در تمام این مدت از دست داد. پس با مدرک در دست به میان مردم خود بازگشت. دید که آنان جنگل های خود را سوزاندند و دریاهایشان را منفجر کردند. بنابراین پرنده ای نو به مردمش داد؛ زیرا اکنون می دانست چگونه از آن برای نجات آنان استفاده کند. این بود پدینگ. و بقیه داستان اویلر کارلس است.