خط داستانی
دو موجود نامرئی زندگی پارک را افسون و به هم میزنند اوکوات راهنما کمتر و آناهبال به پارک میروند آنابال اوکوات را مجذوب میکند آقای پیلو که از وجود اوکوات بیخبر است هر روز سگش را در پارک میگرداند هر دو صاحب و سگ در ماجراهای کمدی مشارکت میکنند اما همچنین زو و لینو و خانم پائولين و کارولینه دختری که مثل فرشته میخواند حضور دارند موسیقی موزه است موسیقی در هر جای دنیا جریان دارد گمشدن به پاریس نقطهای است که اوکوات به خاطر موسیقی تِنگو به یاد میآورد این موسیقی داستان او را از هم میگشاید آیا زندهای اگر نامرئی باشی