خط داستانی
فرانسیسکا دختر بیست ساله ای است که در توکوپیله زندگی میکند. او رویا دارد تا برود اما برادر هشت سالهاش دیگو در سکوت عمیق به سر میبرد. وقتی Fernando آموزگار دیگو پیشنهاد میدهد تا برخی ابتکارهای آموزشی نوین به کار گرفته شود، فرانسیسکا تصمیم میگیرد شانس آورد و با وجودی که تصور نمیکرد در مسئلهای غیر قابل بازگشت بیافتد، موافقت میکند