خط داستانی
یک مرد خارجی بیکار و ساده در بلاروس در دردسر است، او به مردم ۱۰,۰۰۰ دلار بدهکار است و یک هفته فرصت دارد تا این مبلغ را بازپرداخت کند وگرنه با مرگ مواجه خواهد شد. در حالی که در جنگل گم شده و به دنبال راهی برای به دست آوردن پول است، ناگهان با تانیای ثروتمند روبرو میشود. دختری که از پدرش فرار کرده زیرا میخواهد در ماداگاسکار ازدواج کند، اما پدرش میخواهد که عروسی او در مینسک برگزار شود.