خط داستانی
در جزیرهای کوچک، نزدیک به شهر استکهلم، میا و لایف در قصری وِرسایِ همانند اما خالی زندگی میکنند. از اوایل قرن بیستم، چند مرد ایدههای بزرگی درباره قلعهای داشتند که هرگز به واقعیت نپیوست؛ اما زنان کنار آنها با هم چسبیدهاند شکافهای آن را. با این وجود میا و لایف از امید خود دست نکشیدهاند: روزی قلعه دوباره درخشان خواهد شد.