خط داستانی
مورین خانمی ایرلندی است، با ازدواجی خوشبخت و زندگی در آلمان. یا این طور که خودش فکر میکند. وقتی همسرش میمیرد، میفهمد که نه تنها بدهی دارد، بلکه بیوهنامی بوده و در ایرلند هم زوج و خانوادگی دیگر داشته است. با شوکه و خشم به آن خانواده دیگر میرود تا با آنها دیدار کند و میآموزد که آنها نیز با مشکلاتی روبهرو هستند، بزرگترینِ آنها این است که پسر جوان زن دیگر از بیماری سرطان مغز استخوان رنج میبرد و متقاضیِ اهداکننده مناسب مغز استخوان به شدت لازم است.