خط داستانی
وقتی مینآن به خانه برمیگردد، او پسری به نام دوی تام را روی پلی میبیند که فکر میکند قصد خودکشی دارد؛ او مداخله میکند تا او را نجات دهد اما متوجه میشود درگیری درست نبوده است. بعد از نوشیدن چند نوشیدنی، شب را با هم میگذرانند. با این وجود تصور میکردند دوباره همدیگر را نبینند، اما در خانهٔ مینآن دوباره با هم روبهرو میشوند وقتی دوی تام برای تدریس به gia lam، خواهر کوچک مینآن، مراجعه میکند. آیا مینآن با وجود ارتباطِ دیرهنگامِ آنها با هم موافقت میکند تا دوی تام به خواهرش تدریس کند؟ آیا آنها همچنان آن شبِ مست را به خاطر میآورند؟