خط داستانی
هنگامی که ه-جونگ (جون ایک-ریونگ) کودک بود، در یک معبد بزرگ میشد. والدین خود را نمیشناخت. راهبی به نام مو-یوئون (جونگ ای-گاپ) وارد معبد شد و ه-جونگ او را مانند پدرش دوست داشت. راهب او را نادیده گرفت و از معبد رفت.
بعدها جונג-ریم به معبد میآید و به ه-جونگ میگوید که او مادر اوست. از آن زمان، ه-جونگ با جונג-ریم زندگی میکند. هنگامی که جונג-ریم نزدیک به مرگ است، به او میگوید که مو-یوئون پدر اوست.